کمتر حرفه ای به جز به گمونم قضاوت، به اندازه پزشکی تناقض داره…هر تصمیم پزشک به جز این که یک تصمیم حرفه ای و علمیه…یه تصمیم اخلاقی هم هست. تعهدی که بین پزشک و بیمارش وجود داره…تعهدی که تو قالب سوگندنامه ها و اخلاق پزشکی شکل گرفته…با این حال این نوشته ها و سوگندنامه ها حقیقت رابطه بین پزشک و بیمار را در بر نمی گیرن…مشکل اساسی پزشکی عدم تعادل اطلاعات بین پزشک و بیماره…به نحوی که کفه عمده تصمیم گیری به عهده پزشک گذاشته شده…و این بار اخلاقی تصمیمات پزشکی را زیاد می کنه…وقتی که بحث پزشکی مبتنی بر شواهد میاد…خیلیا نفس راحتی می کشن که تصمیم گیری علمی و مبتنی بر شواهد و حرفه ای بار اخلاقی تصمیم را کم می کنه….اما متاسفانه و یا خوشبختانه همون پزشکی مبتنی بر شواهد هم آخرش از پزشک می خواد که تصمیماتش را بعد از تطبیق دادن شواهد با شرایط بیمار اتخاذ کنه….
متاسفانه تو کشورهای در حال توسعه…تناقضات اخلاقی پزشکان دو چندان می شه….نگرانی های اقتصادی هم پزشک و هم بیمار باعث می شه تا تعاملات بین این دو شکل جدیدی به خود بگیرند…جایی که بیمار و مشکلاتش منبع درامد پزشک و پزشک و خدماتش باری بر دوش بیمار خواهند بود….در عین حال در کشورهای در حال توسعه که همواره با کمبود امکانات روبه رو هستند مشکل دیگری که در برابر پزشک قرار دارد…تاثیر و تبعات تصمیم هایش بر کل جامعه است….مسلما در بخش اطفالی که تنها سه پالس اکسی متر دارد…درخواست پالس اکسی متر برای یک بیمار به معنی محروم کردن بیمار دیگری از این وسیله است…البته مصلحت جامعه معمولا در دید یک پزشک در برابر مصلحت یک بیمار رنگ می بازه..پزشک خودشو مستقیما مسئول سلامت بیمارش می دونه…شاید این مانند موضوع انشا معروف علم بهتر است یا ثروت…سوال به جایی باشه که هر پزشک باید از خودش بپرسه….